شروع مدارس

جالب نه؟

موقع مدرسه همه بچه ها میان کی تابستون مرادو 

از دست این مدرسه راحت میشم

وقتی هم که تابستون میان تو خونه حوصله مون سر 

میرو و می خوایم مدرسه شروع شه

واقعا مسخره نیست

؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

و این چرخه سالهاست که ادامه داره 

مثال دیگه هم آینه که وقتی مدرسه چند طبقه هست

یک سالی که کلاس طبقه ی بالاست

آدم دلش ميخواد کلاسش طبقه پایین باشه و وقتی کلاس

طبقه ی پایین دل میخواهد که کلاسش

طبقه بالا باشه 

من مطمئنم که تقریبا همتون همین نظرو دارید

👍👍👍👍👍👍

نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهشا نظر بدین!!!!!!!!!!

(حتما نظر بدین)

اگه نظر ندینن خیلی ناراحت میشمااااااا

از من گفتن

حالا خود دانید

من بازم بر می کردم دوستان منتظرم باشید

همتون یه دنیا دوست دارم

❤💙💚💛💜❤💙💚💛❤💙💚💛💜❤

😚😚😚😚😚😚😚

خدافظ

کوچولو های با نمک

  میای بریم خاله بازی ی ی

ادامه نوشته

تخم مرغ های  خوشگل من

a218 Renkli Yumurtalar Kapak Fotoğrafları

این تخم مرغ های خوشگل را مخصوص  سفره هفت سین سال 1392 گذاشتم امید وارم دوست داشته

باشین و برای هفت سین تون درستشون کنید.

  

ادامه نوشته

سال نو

         ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤     ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤   ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤     ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤   ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤


باز هم چهار فصل گذشت و بهار آمد.یک سال تازه از راه خواهد رسیدکه منتظرش بودیم.عید نوروز را پیشاپیش

به تمام دوستان و بازدید کنندگان این وبلاگ تبریک می گویم. امیدوارم سال خوب و زیبایی را پشت سر گذاشته

باشید و همین طور سال جدید سالی پر از مهر و محبت و موفقیت برای همه باشد.

ادامه نوشته

بهار

 

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک                                                               
شاخه های شسته

باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگــار
                                                                                 


خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب

ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

      

ادامه نوشته

فصلی که دوست دارم

 فصل مورد علاقه من زمستونه .در این فصل شهر زیبای من پر از برفه و  همه جا سفید و رویایی می شه و من تو این فصل با دوستانم ادم برفی درست میکنم .برای سرسره بازی و برف بازی به دریاچه ی شورابیل  که هر سال زمستون یخ میزنه میریم . بعضی روز ها هم  به خاطر بارش برف مدرسه ها تعطیل می شه  و من  تو خونه حوصلم سر می ره چون که من روز های تعطیل را دوست ندارم ولی در کل زمستون بهترینه و حالا عکسهایی از زمستون شهر زیبای من...

              

 دریاچه ی شورابیل

عکس ها و تصاویر متحرک آدم برفی های زیبا عکس ها و تصاویر متحرک آدم برفی های زیباعکس ها و تصاویر متحرک آدم برفی های زیبا عکس ها و تصاویر متحرک آدم برفی های زیبا

ادامه نوشته

تابستان

تابستان ها خیلی قشنگند و من تابستان را خیلی دوست دارم من در تابستان کار های زیادی می کنم مثلا به کلاس  شنا و زبان انگلیسی می روم و به تلوزیون نگاه میکم و با کامپیوتر بازی می کنم  نقاشی میکشم و بعضی وقت ها هم که حوصله  ام سر می رود با پدر و مادرم به پارک  یا مهمونی  میرم  کارتون ها و فیلم هایی که من در طول روز می بینم همه و همه با هم فرق دارندمثلا کارتون تام وجری بامزه است و کارتون دانشمندان کوچک علمی ولی من اصولا  کارتونهای کمدی و خنده دار را دوست دارم و  الان که فصل رسیدن گیلاسه بیشتر روزهای جمعه همه ی خانواده با هم به باغ پدر بزرگم می رویم و من انجا حسابی با دختر دائی هام بازی میکنم

جای شما خالی..  .شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ

آخرین روز های مدرسه

فردا آخرین روز مدرسه است تو این یکی دو هفته ای که امتحان داشتم نتونستم به وبلاگم سر بزنم شکر خدا تا به امروز همه ی  امتحاناتم رو خوب دادم و مطمئنم که فردا هم مثل امتحانات قبلی بیست می شم و همچنین فردا بعد از امتحان با خیال راحت با مامان و بابا به مسافرت می رم امیدوارم که بهمون یک عالمه خوش بگذره

مامان جون روزت مبارک

13 کارت پستال روز مادر (سری دوم)

مادرم ای شمع فروزان زندگیم ای نور پرفروغ زندگیم

ای روشنی بخش تاریکی هایم ای امید زندگیم

ای گل سرسبدم و ای تو معنای همه ی رنگها زیبائیها خوبیها و از خود گذشتگیهاو...هستی

تو را می پرستم بهترین های دنیا را برایت می خواهم و

امیدوارم سالیان سال در کنار هم با خوشی و خوبی در زیر سایه ی پدر خوبم

زندگی کنیم دوستت دارم روزت مبارک

18 کارت پستال روز مادر (سری دوم)17 کارت پستال روز مادر (سری دوم)

  

ماجرای دست شکسته نیلو

روز 13 اردیبهشت بود و من با اردوی مدرسه به سرعین رفتم من برای رفتن به اردو همه ی وسایل لازمم را برداشته بودم با کلی تنقلات . در راه من و دوستانم  هلیا فاطمه آیناز و نگین در آخرین ردیف مینی بوس نشسته بودیم و در طول راه تنقلات خوردیم و آهنگ گوش دادیم و صحبت کردیم وقتی به سرعین رسیدیم نیم ساعت منتظر گروه دوم ماندیم در ان مدت ما همچنان به خوردن و خندیدن ادامه دادیم  بعد از اینکه همه آمدند به نوبت و به صورت گروهی وارد آبگرم ایرانیان شدیم در آنجا به هر دو نفرمان یک کمد دادند  و اینجا بود که درد سرمان شروع شد چون کمدها خیلی کوچک بودند و وسایل ما زیاد بود ودر کمد جا نمی شد من و هلیا به زور و با زحمت فراوان وسایلمان را در کمد جا داده بودیم که در یک چشم بر هم زدن همه وسایل دوباره بیرون ریختند و ما که نمی دانستیم چکار کنیم خانم  معلممان را صدا کردیم و آنجا بود که خانم معلم به فریاد ما رسید و ما همه ی وسایلمان را از زمین جمع کردیم و به خانم معلم دادیم بیچاره که از تعجب خشکش زده بود  بدون اینکه حرفی بزند به من و هلیا را نگاه میکرد خلاصه به هر زحمتی بود در کمد را بستیم و بعد از دوش گرفتن وارد استخر شدیم بعد از کلی شنا و  گشت و گذار در محوطه ی استخر من و هلیا شروع به توپ بازی در داخل آب کردیم بعد از آن چند نفر از بچه ها نیز به ما ملحق شدند و همه گی با هم در داخل آب وسطی و والیبال بازی کردیم بعد از ان من و هلیا که هنوز از بازی سیر نشده بودیم در بیرون استخر توپ بازی می کردیم   که متوجه سوت پایان غریق نجات شدیم بعد از دوش گرفتن و  پوشیدن لباس و اماده شدن و خرید تنقلات به حیاط پشتی استخر ایرانیان رفتیم خلاصه تا ساعت چهار بعد از ظهر در انجا بازی کردیم نهار خوردیم یک دنیا چیپس پفک لواشک و نوشابه خودیم در راه برگشت به مدرسه من وهلیا در ماشین خوابمان برده بود وقتی بیدار شدیم که به مدرسه رسیده بودیم بعد از پیاده شدن از ماشین دوبار شروع به بازی در حیاط مدرسه کردیم که توپ با سرعت زیاد به انگشت شست من خورد و من از شدت درد شروع به گریه کردم و با گریه و زاری به سوی خانم معلم روانه شدم و خانم معلم بعداز دیدن دستم گفت خدا انگشتت را رحمت کند و من که انگشتم باد کرده بود با شنیدن این حرف گریه ی بلند تری سر دادم  وبه مادرم زنگ زدم مادر بیچاره ام  با کلی نگرانی آمد ومن را به خانه برد و بعد پدرم من را به بیمارستان برد و از انگشتم عکس رادیولوزی گرفت بعد که عکس را به دکتر نشان دادیم دکتر گفت که چیزی نشده و فقط به انگشتم ضربه شدید وارد شده و گفت که باید چند روزی مراقب باشم خلاصه این بود ماجرای اولین اردوی من و انگشت نشکسته ی من.

a62841c0c3b96601f78ec51b544a4ca3 عکس های زیبا از هنرنمایی با انگشتان دست 1bfa55840b3be96e460bdfd9fb28bcad عکس های زیبا از هنرنمایی با انگشتان دست

3a70763277fdfa9339a0979aa2b3e588 عکس های زیبا از هنرنمایی با انگشتان دستaf3541ce6ce93c3fc9004ed22e3cc0f7 عکس های زیبا از هنرنمایی با انگشتان دست

شخصیتهای کارتونی بامزه

     
ادامه نوشته

سال نو

ني ني شكلك و تخم مرغ رنگي

               سال1391 مبارک

          ني ني شكلك و تخم مرغ رنگيني ني شكلك و تخم مرغ رنگيني ني شكلك و تخم مرغ رنگيني ني شكلك و تخم مرغ رنگيني ني شكلك و تخم مرغ رنگي

میدونم که برای تبریک سال نو دیر کردم ولی امید وارم که امسال عید به همه بچه ها و هم سن وسالهای خودم  خوش گذشته باشه همون طور که به من خوش گذشت امسال چهار شنبه سوری  به من یک عالمه تخم مرغ های خوشگل خوشگل رنگ کردم مثل همین تخم مرغ هایی که این بالا گذاشتم.و در تعطیلات عید حسابی کارتون دیدم مسافرت رفتم و  به خودم خوش گذراندم.

ادامه نوشته

کیک تولد وینکس

  apple logo.JPG

بقیه عکسها تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

دختر توت فرنگی

 
ادامه نوشته

پرنسس

عکس های فانتزی کارتونی دخترانه - www.up.irannab.com

ادامه نوشته

روزی که مدیر مدرسه شدم

  روز چهار شنبه ۱۰ بهمن بود که مربی پرورشی خانم برزگر به کلاس امد وگفت که قرار است روز دوشنبه ۱۰ بهمن اداره مدرسه به عهده ی بچه ها باشد و به من که رئیس شورای دانش اموزی مدرسه هستم  روز دوشنبه مدیر مدرسه خواهم شد من با شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدم ولی از شانس بیچاره ی من ان روز در باشگاه کارت شناسائی شورا یم  گم شده بود و من در خانه در این فکر بودم که روز دو شنبه بدون کارت شناسائی چکار کنم خلاصه من روز جمعه برای شرکت در آزمون (مرآت) تیز هوشان به مدرسه رفتم و دوستم یلدا به من گفت که هلیا کارتم را پیدا کرده است و من از این بابت  خیالم راحت شد ولی باز هم استرس و دلشوره دست از سرم بر نمی داشت و در فکراین بودم که  وقتی مدیر شدم باید چه کار هایی انجام دهم بالاخره روز دو شنبه  فرا رسید ومن مرتب تر از همیشه به مدرسه رفتم زنگ دوم یکی از اعضای شورا به کلاسم امد و گفت که به دفتر بروم  وقتی وارد دفتر شدم  خانم مدیر ،خانم ماون،خانم پرورشی ،مربی ورزش و  تعدادی از معلمان دیگر در انجا بودندوقتی که خانم زمانی مدیر مدرسه من را صدا کرد من بسیار هیجان زده بشدم خانم مدیر از من خواست که در جای او بنشینم وایشان کارهایی را که در طول روز در مدرسه انجام میدهند برای من توضیح دادند و من با تمام کارهای خانم مدیر آشنا شدم و ایشان  به من گفتند که من باید ان کارها را انجام بدهم من که  از شدت هیجان صدای تالاپ تولوپ قلبم را میشنیدم در ظاهر خودم را ارام نشان میدادم و بر روی صندلی خانم مدیر نشسته بودم که دو بازرس وارد دفتر شدند و دقیقا روبروی من نشستند وبه ترتیب معلمان مدرسه هم به دفتر امدند. و من با آرامش کامل  مقابل آنها  نشسته بودم  ولی قلبم داشت میلرزید  بعد از چند دقیقه  بازرسها شروع به پرسیدن سوالاتی از من در مورد  مسئولیت و کارهای مدیر و کارکنان دیگر مدرسه کردند و من با آرامش به همه سوالاتشان جواب دادم . من با اینکه آن روز هیجان و اظطراب زیادی داشتم خوشحال بودم چون توانسته بودم که برای بک روز مدیر مدرسه باشم واین بود ماجرای مدیریت بک روزه ی من  

کریسمس

          شکلکهای جالب آروین santa11

                                    jingle bells, jingle bells

            Oh, jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh

                            
                                                           
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh
Jingle bells, jingle bells
Jingle all the way
Oh, what fun it is to ride
In a one horse open sleigh


        

ادامه نوشته

شب یلدا

شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ امشب شب یلدا است ومن در مدرسه با دوستانم هندوانه خوردم .خانم معلمم چیزهای زیادی در مورد شب یلدا به ما گفت: ومن یاد گرفتم که شب یلدا هم خانواده ی تولد است. سی ام آذر آخرین روز پائیز و طو لانیترین شب سال است. شب یلداکه ما در زبان اذری به ان شب چله میگوئیم انقلاب زمستان است وشب یلدا فقط یک دقیقه از شب های دیگر سال طولانی تر است و  من یاد گرفتم که روز اول دی ماه را ((خوروز )) می گویند :(خو) یعنی (خورشید) به معنی روزی که خورشید متولد می شود.من امشب درکنار پدر و مادرم شاد و خوشحال هستم و مادم از من که موقع خوردن هندوانه ی شب یلدا  با کله رفته بودم تو هندونه عکسهای جالب و خنده داری گرفت وحسابی هندوانه ، آجیل و میوه خوردیم. فال حافظ گرفتیم و به این اس ام اسی که برای مادرم آمده بود حسابی خندیدیم البته من خیلی خندیدم (قلبتون مثل مشامبا،جیبتون پراز یرآلما،دلتون قد یه آلما،عمرتون یوز شب یلدا،توی این شبهای سرما،یاپیشار آپز یر آلما)   

 شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ  شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ

                           فکر کنم اگه هندونه ی ما هم پاداشت ایجوری از دست من فرار میکرد

                                   شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ  ولی من بازم پیداش میکردم و میخوردمش. شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ

                         

بوی محرم   

بوی محرم

هرکی می بینی یا حسین می خونه

امام حسینو از خودش می دونه

نام حسین هنوز چقد غریبه

هرچی بگی امام حسین نجیبه

غریبی امام حسین ساده نیس

هرکی با او نباشه آزاده نیس

کربلا رو با آب و تاب شناختیم

با گریه و قحطی آب شناختیم

امام حسین تشنه دریا نبود

عباس او فقط یه سقا نبود

دس بزنه به هرچی دریا می شه

تموم درهای خدا وا می شه

خدایا از تو متشکرم

                   شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ          شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ      

آینه چیزی است که در آن خود را می بینیم. آینه چیزی است که در آن، چیزی را که بر تن داریم، می بینیم. آینه نعمت هایی را که خدا به ما داده است، نشان می دهد.

من خود را در آینه می بینم که زیبا هستم. چشم های قهوه ای ام را و موهایم را که به رنگ مشکی است، می بینم. بینی خود را و دهان و زبانی را که یکی از نعمت های خداست و با آن حرف می زنم، می بینم.

بارها وقتی خوشحال هستم، شادی خود و زمانی که غمگین هستم، گریه ی خود را می بینم. قدّی را می بینم که با گذشت زمان، بلندتر می شود و لباس هایی را که با گذشت زمان، کوتاه تر می شوند. سری را می بینم که در آن آرزوهای زیادی وجود دارد.

من خدایی را که من را اینقدر زیبا آفرید دوست دارم.    شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ

 

اولین داستان نیلو

درختی که سکه ی طلا می داد

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان درختی بودکه سکه ی طلا میداد درخت نمی خواست که مردم

این را بدانند برای اینکه همه از درخت ثروت زیاد می خواستند ودرخت خسته شده بود چون هیچکس

از ثروت خود به خوبی استفاده نمی کرد به انسانهای فقیر و نیازمند کمک  نمی کرد تا اینکه در یک روز

سردپائیزی یک پیرمرد فقیر به کنار درخت آمد تازیردرخت استراحت کند درخت خودش را به خواب زد.

 

                              

                

ادامه نوشته

شعرهای من

پروانه

من پروانه ی رنگ رنگم

زیبا و قشنگم در کودکی هام پیله می ساختم

من پروانه ی خال خال به رنگهای زیبا

من پروانه ی رنگ رنگم

روی برگها من پروانه ی رنگ رنگم

روی گلهای زیبا من زیبا هستم

شیره ی گلها غذای من

بالهای زیبا دوستان کوچک من

شعر از نیلوفر

ماجرای شورای دانش آموزی نیلو

      شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ  

روزی که برای شورای دانش آموزی اسم نوشتم خیلی خوشحال بودم بعد از یک هفته روز سه

 شنبه خانم پرورشی گفت: برای فردا برای خودتان تبلیغات درست کنید من هم با کمک پدر و

 مادرم تبلیغات زیادی درست کردم وبه مدرسه بردم تعدادی از آن را به خانم پرورشی دادم وبه

 کلاس رفتم تبلیغات دیگر را به همکلاسی هایم دادم و به دیوار  کلاس  چسباندم وکلی برای بچه

 ها سخنرانی کردم وخودم را تبلیغ کردم .شعار های تبلیغاتی ام اینها بودند که (هر کس به

نیلوفر طالبی رای بدهد به او ماشین میدهم)(هر کس می خواهد در تمام آزمونها ودرسها موفق

شود به نیلو فر طالبی رای دهد)(هر کس به نیلوفر رای بدهد عکس او را در وبلاگم میگذارم)

(شادی موفقیت و پیروزی با نیتوفر طالبی)ومن با این شعار ها ظاهرا رای کلاس را گرفتم بعد از

 آن وقتی از کلاس بیرون رفتم تمام سالن پر از اسم من بود ومن کلی ذوق کردم چون در مدرسه

معروف شده بودم بعد با گروهی که برای خودم تشکیل داده بودم  به کلاس اولی ها رفتیم و کلی

تبلیغ کردیم خلاصه آنقدر خودم را تبلیغ کردم که در زنگ تفریع بچه های کلاس شعار می دادند

و می گفتند  ما به نیلوفر طالبی رای میدهیم بعد صندوق را آوردند و همه رای دادیم بعد از آن من

 عجله داشتم که  بدانم من انتخاب می شوم یا نه ؟ ولی نتیجه ی رای گیری فردا معلوم میشود ومن امید

وارم که انتخاب شوم برای اینکه خودمو حلاک کردم با این تبلیغات .            شکلَــَک هآی آنیکــــ ـآImage Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

  

                   و من با ۳۹ رای نفر اول و

     رئیس  شورای دانش اموزی مدرسه  شدم

 

                                                                                                         

شعر

کنار قندون امروز                                               

دیدم دو سه‌تا مورچه                                                   

گفتم چه مهمونایی

اومده از تو کوچه                                              

 گفتم: بفرمایین تو!

اینجا بده دم در

تکیه بدین به پشتی

چطوره حال مادر؟

 چه مهمونای بدی!

لب نزدن به چایی

قندا رو خالی خوردن مامان، بدو، کجایی؟              Shangrala's Greetings

 
ادامه نوشته

نی نی کوچولوها

animated gif of weaponry - baby reads bookanimated gifs of babies- funny baby          

ادامه نوشته

انیمیشن سگ و گربه

                                                                                                                                                   Orkut Scraps - Cute
ادامه نوشته

وسایل مدرسه  من

 animated gifs of office equipment- pencilglitters of school- angry teacher

             بابا... بزارین درسمو بخونم

ادامه نوشته

شعر


 حرفهای آبی

آب آبي است آسمان آبي است
موجِ درياي بي‎كران آبي است

آبي آرامش است، خوشحالي است
بال بال پرندگان آبي است

در زمستان سرد و بارش برف
رنگِ احساس اين و آن آبي است

خنده آبي است، دوستي آبي است
دلِ پر مهرِ مهربان آبي است                                 

غم، سياه است و سرد و طولاني
غمِ كوتاهِ كودكان آبي است

شعر، يعني خيالِ آبي رنگ
پيچ و خمهاي داستان آبي است

آخرين حرفِ آبي‎‎ام اين است:
بهترين رنگ اين جهان آبي است!
                                               مصطفی رحمان دوست

                                                   پرنسس ها

                                                                    
ادامه نوشته

برتز

 

       bratz-girls-098

ادامه نوشته