شعرهای من
من پروانه ی رنگ رنگم
زیبا و قشنگم در کودکی هام پیله می ساختم
من پروانه ی خال خال به رنگهای زیبا
من پروانه ی رنگ رنگم
روی برگها من پروانه ی رنگ رنگم
روی گلهای زیبا من زیبا هستم
شیره ی گلها غذای من
بالهای زیبا دوستان کوچک من
شعر از نیلوفر
من پروانه ی رنگ رنگم
زیبا و قشنگم در کودکی هام پیله می ساختم
من پروانه ی خال خال به رنگهای زیبا
من پروانه ی رنگ رنگم
روی برگها من پروانه ی رنگ رنگم
روی گلهای زیبا من زیبا هستم
شیره ی گلها غذای من
بالهای زیبا دوستان کوچک من
شعر از نیلوفر











روزی که برای شورای دانش آموزی اسم نوشتم خیلی خوشحال بودم بعد از یک هفته روز سه
شنبه خانم پرورشی گفت: برای فردا برای خودتان تبلیغات درست کنید من هم با کمک پدر و
مادرم تبلیغات زیادی درست کردم وبه مدرسه بردم تعدادی از آن را به خانم پرورشی دادم وبه
کلاس رفتم تبلیغات دیگر را به همکلاسی هایم دادم و به دیوار کلاس چسباندم وکلی برای بچه
ها سخنرانی کردم وخودم را تبلیغ کردم .شعار های تبلیغاتی ام اینها بودند که (هر کس به
نیلوفر طالبی رای بدهد به او ماشین میدهم)(هر کس می خواهد در تمام آزمونها ودرسها موفق
شود به نیلو فر طالبی رای دهد)(هر کس به نیلوفر رای بدهد عکس او را در وبلاگم میگذارم)
(شادی موفقیت و پیروزی با نیتوفر طالبی)ومن با این شعار ها ظاهرا رای کلاس را گرفتم بعد از
آن وقتی از کلاس بیرون رفتم تمام سالن پر از اسم من بود ومن کلی ذوق کردم چون در مدرسه
معروف شده بودم بعد با گروهی که برای خودم تشکیل داده بودم به کلاس اولی ها رفتیم و کلی
تبلیغ کردیم خلاصه آنقدر خودم را تبلیغ کردم که در زنگ تفریع بچه های کلاس شعار می دادند
و می گفتند ما به نیلوفر طالبی رای میدهیم بعد صندوق را آوردند و همه رای دادیم بعد از آن من
عجله داشتم که بدانم من انتخاب می شوم یا نه ؟ ولی نتیجه ی رای گیری فردا معلوم میشود ومن امید
وارم که انتخاب شوم برای اینکه خودمو حلاک کردم با این تبلیغات . 

و من با ۳۹ رای نفر اول و
رئیس شورای دانش اموزی مدرسه شدم
کنار قندون امروز
دیدم دو سهتا مورچه
گفتم چه مهمونایی
اومده از تو کوچه
گفتم: بفرمایین تو!
اینجا بده دم در
تکیه بدین به پشتی
چطوره حال مادر؟
چه مهمونای بدی!
لب نزدن به چایی
قندا رو خالی خوردن مامان، بدو، کجایی؟ 